شنبه 23 آذر1387
کات...
گاهی لازم است که یک ایست در زندگیت بدهی. از مرکب روزگار پایین بیایی و نگاهی به مسیری که امدی و می خواهی بروی بیندازی.
در حقیق ببینی کجای کاری.
خوب تا اینجا حرف معقولیست.
اما اگر این تامل تکرار شد و هی تکرار شد دیگر بیک بیماری تبدیل می شود .حالا اسمش را هر چه می خواهید بگذارید.شاید اسکیزوفرنی یا شاید هم ...
بگذریم،کار بلدی می گفت اگر کارگردانی بیشاز ۴۰ دفعه کات بدهد دیگر خودش هم نمی داند چه می خواهد .
متوجه هستید که چه می خوام بگویم.
خوب پس بمن حق بدهید.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
دوشنبه 11 آذر1387
می دانید؟
راستش را بخواهید نمیتوانم به سادگی از هیچیک از گفتهها و نوشتههایم بگذرم.
عقیدهام بر این است که هر نوشتهای و هر گفتهای، هر چند به نظر بی دلیل حتی برای فاعل آن به نظر بیاید.جایی در ضمیر ناخوداگاه او، دلیلش در تاریکی در حال خاک خوردن است، برای بازگردانی آن به ضمیر خودآگاه، گاهی اوقات باید رفت، چراغ را روشن کرد و زنگار بی تفاوتی را از آن زدود، به عبارتی ریشه یابی کرد.
باز هم خود نقدی میکنیم و نقدی بر نوشتهای شاید به نظر آنی و اتفاقی مینگاریم.
"میدانید"
در مورد این خطابه خیلی فکر کردم، اینکه چرا میگوید میدانید؟ چرا نوشته را با کلمه دیگری شروع نمیکند؟"میدانید؟" شاید کنایه است و نوعی جلب توجه، اگر فرض کنیم گوینده در جمعی شلوغ و پر سر و صدا نشسته است دیگران و مخاطبینش بلند داد میزند "میدانید" و همه صورتشان را به سمت گوینده برمیگردانند.
احساس میکنم نویسنده احتیاج به جلب توجه دارد، به نوعی به گوش داده شدن، شاید هم احساس میکند کسی عمیقا به گفتهاش گوش نمی دهد.
"میدانید" یک سئوال است، که مخاطب در اولین کلمه با پرسشی مواجه میشود.
چه چیز را میدانم؟
"جالب است"
اینکه به نظر من جالب است یا تو؟
این که همان چیزی که "میدانید" جالب است؟
خوب پس اگر تا اینجا مجهول است بنابراین باید در ادامه روشن شود که چه چیز جالب است.
"میدانید،جالب است.مطالبی که نمیتوانم بنویسم از نوشتههایم با ارزش تر است."
احساس میکنید، مینیمال است؟
شاید قضیه به شکل دیگریست.تعریف کوتاهی از مینیمال به ما کمک میکند.
"مینیمال در واقع در ادبیات سبکی است که نویسنده استفاده از تمامی شگردها و قیود را تا سر حد المان های پایهای تنزل میدهد و تا حد ممکن سعی در ساده کردن متن خود دارد.
مینیمال به عبارت ساده یعنی عادی نوشتن اتفاقات و حوادث بسیار عادی و روزمره"
"ارزش"
وقتی میگوییم که با ارزش تر است.یعنی با توجه به معیار ارزش،یکی برتر و یکی مقام پایین تری دارد.
شما بگویید کدام ارزش؟
ایا ارزش نسبی نیست در اینجا ارزش به بازی گرفته نشده.هر دو مجهولند.و ایا میتوان بین دو مجهول ارزش گذاری کرد.
به عبارتی یکی از ویژگی های مینیمال یک حادثه است یک اتفاق که در لحظهای مشخص روی میدهد.اما بار دیگر جمله را مطالعه کنید.
همه چیز در این جمله نسبی است.
کدام نوشته و کدام نانوشته؟
به عبارتی در هر لحظه هر نا نوشتهای میتواند به یک نوشته تبدیل شود و برعکس، باور ندارید؟
خوب دوست دارید کدام نوشتهام را نانوشته کنم؟
اگر بخواهیم این جمله راتحلیل کنیم شاید کتابچهای شود که ازحوصله بیرون است.
و در آخر
گاهی جملات بقدری ضعیف و ناتوان در بیان انسان لایتناهی هستند که مردد میشویم، بنویسیم یا نوشته نمیشود!!!!؟؟؟؟/
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
دوشنبه 4 آذر1387
نانوشته ها
میدانید،جالب است.مطالبی که نمیتوانم بنویسم از نوشتههایم با ارزش تر است.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


