پنجشنبه 21 تیر1386
بیضی...
بیضی ,خاطره خسته ی دایره ای بود که داخل یک مستطیل گیر افتاد.
روزی که مستطیل پاک شد,بیضی هیچ وقت گرد نشد.
از آن روز به بعد کمین می نشست مربع شکار می کرد و انقدر اسیرش می کرد تا لوزی شود.
بعد آزاذش می گذاشت و می گفت:
سخت نگیر ! تقارن بیش از حد هم خوب نیست.
پ.ن۱:وقتی یک سالم شد...
پ.ن۲:پـــــــــــــــرت...
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


