پنجشنبه 9 فروردین1386
... !
دوباره شب می شه.
انتهای یک روز تلاش برای عوض شدن.
مامان داد می زنه...
بازم که...
چرا هیچ کس نمی بینه تلاشم و...
چرا هیچ کس...
انتهای یک روز تلاش برای عوض شدن.
مامان داد می زنه...
بازم که...
چرا هیچ کس نمی بینه تلاشم و...
چرا هیچ کس...
دوباره حرفت یادم میاد.
ذات ادما رو نمی شه عوض کرد.
دوباره امشب با یک دنیا...
امشب هم مثل همیشه تسلیم می خوابم!
پ.ن:خیلی وقته فقط پرت می نویسم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
سه شنبه 7 فروردین1386
چته؟
چته؟
هیچی! میگم چته؟
چکم برگشت خورده تازه می گی چته؟
آخه این همه داری می دویی که چی بشه؟ می خوای به چی برسی!
خوب پول...
بابا گیر نده اعصاب ندارم.
همه دارن می دون منم یکی مثل بقیه.
دلیلم نداره.
اره بدو...
مثل سگ...
هیچی! میگم چته؟
چکم برگشت خورده تازه می گی چته؟
آخه این همه داری می دویی که چی بشه؟ می خوای به چی برسی!
خوب پول...
بابا گیر نده اعصاب ندارم.
همه دارن می دون منم یکی مثل بقیه.
دلیلم نداره.
اره بدو...
مثل سگ...
اینو گفتم اما...
تو دلم.
گم کرده راهم و بس.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


