شنبه 30 اردیبهشت1385
در انتظار سکوت
برایم
خواستی بگویم
گفتم برایت
سکوت گفتی برایم
منتظرم
سکوتت تا ابد
انتظارم تا سکوتت
ابد را هیچ
ولی سکوتت...
خواستم بدانی
تکرار سکوتم
اما هیچ نهادی بر چند خط سکوتم
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
سه شنبه 26 اردیبهشت1385
تنهایی...
دخترک امد و به اتاق سیاه تنهاییش سبز رنگ ملایمی زد.
حالا خود را پیدا کرده بود .اوج از ان او بود.
صبح سبزی دختر روی تخت شاهد اخرین عاشقانه اش بود.
برای این که تنهایی بماند گفت دوستت داشتم...
و حالا دوباره...!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
جمعه 22 اردیبهشت1385
طنز؟!!
داشتم با کیس سی دی Ride the Lightning ور می رفتم و عکساشو نگاه می نداختم که یه
چیزی توجهم جلب کرد تا حالا نخونده بودمش ,جمله طنز امیزی از گروه ,برام جالب بود از گروه
خشنی مثل متالیکا چنین کاری سر بزنه.
اما در واقع این طنز یا بهتر بگم هزل تلخ, مثل اب دهن مرده روی چهره تکیده ام می نشید,
خنده ای نه از روی خوشحالی بلکه از روی ناچاری که برای اولین بار نیست ,قبلا هم چنین
شوخی های ازار دهنده ای در نوشته های نیچه دیدم.
خودتون قضاوت کنید
اگر ما می خواستیم از لعنتی هایی که در دو سال ونیم گذشته پس از پخش البوم
عروسک ها به ما کمک کردند تشکر کنیم:
a) فهرست انقدر ریز چاپ می شد که نمی توانستید آن را بخوانید.
b) مجبور بودیم دفترچه 36 صفحه ای را ضمیمه سی دی کنیم.
c) فهرست های طولانی خیلی خسته کننده اند.
d) همه موارد فوق [!]
e) هیچ کدام از موارد فوق [!]
f) ایا اصلا برای شما مهم است؟
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
دوشنبه 18 اردیبهشت1385
می دانی؟
می دانی به چه می اندیشم؟
اه... ای کاش می دانستی
زیبایی اطرافم را گوش کن!
باز هم... می اندیشمت
می گریم, می گویم
به نابودیت
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
شنبه 16 اردیبهشت1385
خنده!
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پنجشنبه 14 اردیبهشت1385
ممم...
م مثل من
من مثل همیشه
همیشه مثل تو
تو مثل هیچ وقت
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
چهارشنبه 13 اردیبهشت1385
نگرانم!
تمام سعی تو می کنی تا بیشتر در موردت نظر بدن .اما تا بیای به خودت بجنبی یه مطلب جدید جا تو میگیره
این بار آخره پسر.برای همیشه!
راستی یک ماه گذشت به همین سادگی
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
سه شنبه 12 اردیبهشت1385
عریان!
به خاطر هنر مي توان عريان روي صحنه رفت و پوشيده تر و پاکيزه تر بازگشت، اما هيچ چيز و هيچ کس ديگر در اين
دنيا نيست که شايسته آن باشد. برهنگي بيماري عصر
ماست. من پيرمردم و شايد که حرفهاي خنده آور مي زنم،
اما به گمان من تن عريان تو بايد مال کسي باشد که روح
عريان اش را دوست مي داري. بد نيست اگر انديشه تو
دراين باره مال ده سال پيش باشد، مال دوران پوشيدگي.
نترس اين ده سال تو را پيرتر نخواهد کرد. به هر حال اميدوارم
تو آخرين کسي باشي که تبعه جزيره لختي ها مي شود.
چارلی چاپلین
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
شنبه 9 اردیبهشت1385
احساس بدون نام!
می دونی لعنتی احساس کثافتی دارم.مغزم درد می کنه...
خسته شدم بازم از این حمله ها ,نمی دونم تا کی باید تحمل کنم.
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
پنجشنبه 7 اردیبهشت1385
یک عاشقانه ناآرام برای سال سگ!
تغییراتی در وضعیت جسمیاش دیدهبود که فرا رسیدن زمان ازدواجش را نوید میداد.
از این بابت خیلی خوشحال بود.
*
مدتی بود که به دیدار پنهانی چشمهایی عادت کردهبود که هر روز او را میپاییدند.
نزدیک شدن به آن چشمها کار آسانی نبود؛ خون بود که موج میزد از آن نگاهها و قلبش گاهی اوقات یاریاش نمیداد.
*
قرارشان را گذاشتند.
کمی شرایط سخت بود اما عشق کار خودش را کردهبود!
*
آن روز که چوپان ده مانند چند روز گذشته شوخیاش گرفتهبود و فریاد زد گرگ آمد گرگ آمد و کسی نیامد ، مراسمشان برگزار شد.
*
میهمانی با شکوهی بود ازدواج سگ گله و گرگ زیبا!
زیبا از ۷ سنگ
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
دوشنبه 4 اردیبهشت1385
بررسی موسیقی اعتراضی (بخش چهارم)
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -


